یه نی‌نی تازه به اسم طاها

یه جایی خوندم برای زندگی باید وقت گذاشت. وقتی دیروز داشتم با همکلاسی دانشگاهم حرف می‌زدم اونهم اندر وقایع پس از دانشگاه به همین نتیجه بیشتر و بیشتر رسیدم. زندگی وقتی شیرینه که حتا از اخماش هم لذت ببری. 

مقاله‌ای راجع به کیفیت زندگی و نظرات بسیار متفاوت برای تعریف این اصطلاح خوندم که خیلی خیلی من رو به فکر فرو برد. نگاهم نسبت به خیلی از خواسته‌هام تغییر کرده. این که واقعاً از چه چیزهایی لذت میبرم. و چه چیزهایی واقعاً خوشحالم میکنه و چقدر برام ارزش داره. این یک ارزش واقعیه یا کاذب و ... .

اما این روزهای ما: روز پنج شنبه کوچولوی کوچکترین داییم دنیا اومد و این دایی کوچولوی من هم بابا شد. قدمش مبارک و شادمان! هر چند باباجونش به علت موضوعات کاری هنوز نی‌نی خوشگلش رو ندیده! دیشب هم من و سروش و مامانی رفتیم دیدن طاها کوچولو و مامانش. قبلش سروش کلی برنامه چیده بود برای بغل کردن نی‌نی اما وقتی بهش گفتم نی‌نی تازه دنیا اومده رو بغل نمی‌شه کرد چون زود مریض میشه برنامه‌هاش به هم ریخت ولی در کل  زود قبول کرد چون براش مهم بود که نی‌نی گناه داره مریض شه.

کلاس ژیمناستیکش رو میره و البته به علت دوری راه و سردی هوا و ساعت کلاس واقعاً خسته می‌شه. این موضوع برای من و باباش یه دغدغه شده. حالا چه جوری حل شود خدا داند. امیدوارم زودتر به یک نتیجه خوب برسیم. 

/ 4 نظر / 14 بازدید
محمدرضا

قدم نو رسیده مبارک... قالب جدیدتون آرامش بخشه... در این سردرگمی و این هیاهوو آدم بدونه تکلیفش و خیلی خوبه. گاهی میمونم واقعا چی میخوام... یا گاهی از کوچکترین چیز خوشحال و کمترین سختی بزرگترین درد و داره برام...

مریم مامان مهتا

قدم نو رسیده مبارک [گل] آفرین به پسر خوب و عاقل [لبخند] قالب جدید وبلاگ هم مبارک [لبخند]

محبوبه مامان الینا

کیفیت زندگی؟![متفکر] در مورد کیفیت زندگی کاری خوندم اما کیفیت زندگی نه! کاش بیشتر توضیح میدادی یا مقاله رو لینک میکردی مریم جون[متفکر] قدم نورسیده مبارک[قلب] این دغدغه رو ما هم جدیدا واسه کلاس زبان الینا داریم اما بیخیال شدم گفتم بزار هر وقت خودش دوست داشت بره[قلب]