آرایشگاه

هفته پیش با دو روز تأخیر واکسن ترانه رو زدیم و چند روز نازنینم تب داشت. تب یه روزه واسه واکسن و چند روزی هم هست واسه دندونش تب میکنه. 

شنبه رفتیم لوازم تحریر سروش رو گرفتیم و برچسب زده، آماده گذاشتیم واسه مدرسه.هنوز کیف هاشون رو تحویل نداده ان. کیف هاشون رو هم مدرسه میده. دوشنبه شب هم سروش با باباجون رفتن اصلاح. موهاشو کوتاه کرد. از اونجا که اومده میگه مامان میخام آرایشگاهت کنم. رفت حموم و برگشت و میخواست من رو آرایشگاه کنه که عمو جون زنگ زدن بریم بیرون؟! گفتیم بریم. شب با خونواده عمو رفتیم بیرون و خیلی خوش گذشت. کیک بستنی و فالوده و بعدش هم پیراشکی پیتزا! بعدش هم آش. همه اش عالی بود. ترانه گلی ساعت خوابش بود و یه کم اذیت شد. ترانه‌ام عادت کرده فقط رو تشکش بخوابه و جای دیگه اذیت میشه. ساعت ۱۱و نیم بود که رفتیم ویلاژ که چیز خوبی نداشت. اما دم  درش یه موجودی که نمی دونم چی بود شاید شبیه مینیون ها !! ایستاده بود که سروش خیلی خوشش اومد اما حاضر نشد باهاش دست بده. ساعت ۱۲ و نیم هم رسیدیم خونه و بای بای !

بعله. بعد از این همه ماجرا همچنان سروشی تصمیم داشت من رو آرایشگاه کنهابله

تمام لوازمش رو هم چید. سشوار و قیچی و شانه و برس و خداروشکر آبپاشش آماده نبود.آخ! پیشبندم رو گذاشت و موهام رو قیچی کردگریه. بعدش هم با برس و قلم مو صورتم رو تمیز کرد و بهم تبریک گفتنیشخند.

خلاصه اینجوری شد که ساعت ۱ خوابیدیم. اما سروش مامان صبح ساعت ۸ بیدار شد.

/ 4 نظر / 13 بازدید
مامان نازدونه ها

چه قالب خوشرنگ وآتشين ومملو از عشقي[قلب] خريدها وهمينطور كوتاهي موي گل پسرمون مباركه[ماچ] راستي راستي موهاتو قيچي كرد يا اداشو دراورد؟(:

سپیده عمه آریانا

الهی بگردم برای ترانه عسلی انشااله بسلامتی مرواریدهاش دربیاد و دخملی اذیت نشه . خریدهای سروش گلی مبارک باشه .کوتاهی موهای عسلکم مبارک باشه . همیشه به گردش و شادی . الهی همیشه شاد و خوش و خرم باشید . اااااااااااااااااای جونم فدای آرایشگر کوچولو بشم من . بوووووووووووووووووووووووس به روی ماه ترانه گلی و سروش نازم [ماچ][ماچ][قلب][گل][گل][گل][گل]

مریم مامان مهتا

ای جانم ترانه کوچولو ان شاا... هر دو شون همیشه سلامت باشن چه لذتی داره آماده کردن وسایل مدرسه من که خیلی دوست دارم ولی مگه سروش مدرسه میره ؟؟!!!!!!!! مگه سال دیگه نباید بره پیش دبستانی !!!!!!!!!!!!

ستارگان آسمان من

[خنده][خنده]خراب نشد موهات؟...پس مدرسه گذاشتی سروش جونو ...کار خوبی کردی برای سال دیگه آماده تر میشه[ماچ] چقدر خراکیایی که خوردی هوس انگیز بود[نیشخند]..من الان 1 شب چیکار کنم با این گرسنگی[گریه]