سروش و بابا

این روزها سروش ساعات بیشتری رو با باباجون میگذرونه. از جمله رفتن به کلاس و بیرون و بازی کردن و ... . روز جمعه هم تمام روز با باباجون رفتن خونه و شب ساعتهای ۹ برگشتن خونه مامانی. سروش هم حسابی دلش تنگ شده بود. این روزها رابطه‌اش هم خیلی با بابا تغییر کرده و بیشتر ابراز محبت میکنه.

کلاس سروش روزهای فرد برگزار میشه و روز شنبه هم به تمرین با من توی خونه گذشت. سروش تمام تمرینات کلاسش رو با علاقه انجام داد.

از وقتی تمام کارتونها از روی لپ تاپ من پاک شدندنیشخندچشمک سروش وقتش خیلی آزاد شده و مجبوره تنها به برنامه دانشمند کوچولو، اونهم وقتی میره خونه خودمون اکتفا کنه. من فکر می‌کنم که در کل اثر بسیار مثبتی داشته.

روز پنجشنبه ماشین رو فروختیم و فعلاً رفت و آمد به کلاس واسه‌مون کمی مشکل شده. کلاس یه خرده بد مسیره و من امیدوارم بزودی یه راهی پیدا کنیم.

/ 4 نظر / 6 بازدید
محمدرضا

آخ که چقدر بده بی ماشینی.... منم چند شب پیش رفتم بندر عباس اونجا ماشینم خراب شد. گذاشتمش توو غربت و اومدم... منم دونبال یه راهم...[لبخند] اگه پیدا کردین به ما هم بگین... ببوس روی ماه سروش زندگی رو.

نینا مامان ویانا

سلام گلم اولین باره میام اینجا... دختر منم از وقتی از مهد میومد پا تو وی بود و کارتون میدید دو روزه سیم و قطع کردم و بهش گفتیم که خراب شده ماهواره الان احساس میکنم خیلی بهتر شده

شهرزاد مامان حسین

ایشالا به زودی زود یه ماشین شاسی بلند عالی می خرید. یعنی چی شده کارتونا پاک شده؟!!!

محبوبه مامان الینا

سلام عزیزم انشاله بزودی یه ماشین بهتر بخرین[قلب]