اومدن دایی‌جون مهربون

بقول سروش توی این هوای به این سردی!!! دایی جون از راه رسید. اون هم با یه عالم تأخیر! یکی دو روز بیشتر اینجا نیست. اونهم واسه کار اداریه. امروز بعد از رسیدن دایی‌جون، محمدصدرا زنگ زده و میگه خوب حال میکنین بابام اومده اونجا ها!خندهبغل

میگم چرا شما نیومدی؟ میگه خب قرار بود شما بیاین. میگم بلیط گیرمون نیومد عمه‌جون. میگه خب شما باید قلک بگیرین و پولهاتون رو جمع کنین وقتی سنگین شد بشکنینش تا بتونین بلیط بخرین. بعدشم با سروش مذاکرات تلفنی داشتن.

چقدر بچه‌های حالا اهل پس انداز شدن!هیپنوتیزم


/ 6 نظر / 6 بازدید
شهرزاد مامان حسین

الهی چه پیشنهاد اقتصادی جالی. چقدر هم به باباش می باله. سلام بانو . ما خوبیم. شهر ما درگیر این بحران نبود. حسین تا آخر هفته تعطیل بود و خورد و خوابید.

آرزو مامان آرش

چشمتون روشن مریم جون. سروش گل را ببوس.

مریم مامان مهتا

چشمتون روشن [لبخند] به قول محمد صدرا خوب حال می کنین مهمون میاد مهمونی میرین همه لحظاتتون سر شار از شادی ان شاا... بچه های امروز اگه جواب تو آستینشون نباشه پس کی باشه[خنده]

محبوبه مامان الینا

و چقدر بچه های حالا شیرین زبان و خوردنی هستند[خوشمزه][قلب]

ziba

Cheshmetoon roshan[ماچ]

محبوبه

چشمتون روشن مریم جان دور همی خوش بگذرونید به قول برادر زادتون حالشو ببرین. ماشالله به این کوچولوهای شیرین زبون