کمپ در خونه مامانی

 از دیشب که بابایی رفته مسافرت دو سه روزه!! من و سروش، خونه مامانی اومدیم و با هم رفتیم پارک ملت دوچرخه سواری.

 

بعدش هم سر از شهربازی درآوردیم و هلیکوپتر سواری و بستنی و چند تا وسیله با اسامی عجیب و غریب...Free Smiley super excited basicFree Smiley surprised smiley

یه قسمت هم اجرای برنامه و موسیقی با صدای بلند بود که از قضا آهنگ دیش دارامی داشت که سروش هم خوشش اومده بود و ابراز احساسات نشون داد و همراه با آهنگ Free SmileyFree Smiley

سروش فسقلی یکی یکی وسیله ها رو سوار می شد و بعد از دل نمی اومد پیاده شه. ولی با همه این احوال خیلی آقا بود.همه چیز خوب و عالی بود و تنها جای بابایی خالی خالی بود.همیشه از اول زندگیمون قصد داشتیم با هم این پارک رو بریم اونم هر روزخندهابله

ولی تا حالا قسمت نشده.حالا ببینیم تو ده سال آینده قسمت میشه یا نه؟!ابرو

/ 4 نظر / 8 بازدید
farzane

خب چون قصد هر روز کرده بودین قسمتتون نشده دیگه

وحید

من وحیدم وبلاگ قشنگی داری اگه مایل به تبادل لینکی به سایتم سری بزن. ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

محمدرضا

سلام. وش به حال سروش که یه روز شاد و داشته... خدا واست نگهش داره و شما رو واسه سروش دوس داشتنی.... والا ما که بچه بودیم واسمون از این کارا نمیکردن... ولی مامان بابا ها همیشه بهترینن..... وبلاگ زیبایی دارین. ممنون.