دلتنگی+بیماری

روز سه شنبه فردای روزی که با باباجون خداحافظی کردیم سروش رو بردم مهد. پسرکم موقعی که خداحافظی کردم بسیار شاد و سرحال بود تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی. اما وقتی رفتم دنبالش دیگه مثه روزای قبل پرانرژی نیومد پیشم و فقط گفت مامان خوب شد اومدی پیشمتصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بعد با هم رفتیم خونه مامانی. تصمیم داشتم بعد ناهار با سروشی برم خونه پدر جون و مادر جونش که اونها رو هم ببینه. اما بعد ناهار متوجه تب بالای سروش شدم. تب و لرز شدید تا شب ادامه داشت.

شب با دایی جون علی بردیمش بیمارستان و تا امروز که پنج شنبه باشه همچنان فسقلی من تب دارهتصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی.

امروز با باباجون تلفنی صحبت می کرد و می گفت بابا جون من دلم برات تنگ شده. بابا هم پرسید واسه ات چی اسباب بازی بخرم؟سروش هم کم نیاورد و گفت: گراز!!تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

فکر می کنم می خواد تمام شخصیت های کارتون پیمان حیوانات رو داشته باشه.

 

امیدوارم هر چه زودتر خوب خوب بشی...

این روزا بخاطر بیماری زیاد بهونه می گیره و سریع عذر خواهی می کنه.بعدشم می گه مامان بخند و تا خنده ام رو نبینه راضی نمی شه.



/ 2 نظر / 5 بازدید
محمدرضا

ایشالله بلا دوره.... سروش گل توو مسیر مرد شدن این سختی ها رو باید تحمل کنی.... انشالله که تا الان خوب شده دیگه