اول سال۹۲

روزهای اول سال جدید رو سروش با همون آنفلوآنزای کذایی گذروند که خیلی شدت گرفت و چند روز مدام خونریزی نسبتاً شدیدی از بینی داشت.تا حالا خونریزی از بینی رو حین سرماخوردگی ندیده بودم.دوباره پیش دکتر رفتیم و شربت آنتی بیوتیک گرفتیم و یه پماد واسه بینی.اما سروش تن به پماد نمی داد و از طرفی پماد جوابگو نبود و مشکلی رو حل نمی کرد.لذا با تجویز خودم سودوافدرین رو به دارو هاش اضافه کردم که آبریزش بینی رو کاهش داد و بعد دو روز و نیم با یه حموم گرم و کوتاه خونریزی بینی هم قطع شد.الان هم شکر خدا همه چی روبه راهه.

سال تحویل خونه مامانی بودیم و سروش حسابی به قلکش صفا داد

روز اول فروردین هم خونه عمو جونش رفتیم که از اونجا هم واسه قلکش سوغات آورد

مادر جون و پدر جون هم به همراه دوتا عمه ها مسافرت هستن

دیروز رفتیم تو شهر دور بزنیم تا توی آتلیه های خیابونی عکس بگیریم اما همه اونها مملو از جمعیت بود و نمی شد رفت جلو

/ 1 نظر / 6 بازدید