این دوهفته

این روزها خونه مامان هستیم و روزگار می‌گذرونیم و به قول باباجون چتر انداختیم و جنس چترمون هم همچین خوبه که سوراخ نمیشه!

هیچی نمی‌تونم بگم جز این که مامان و بابای خوبم خداقوتتون بدهنیشخندخجالت.

سروش از شب تاسوعا دچار بیماری شد که واقعاً در طی سه روز خیلی خیلی لاغرش کرد. بعدش هم این ویروس تبدیل به یه عفونت شد که تا یه هفته درگیرش بود. خداروشکر این روزها حالش بهتره ولی دیگه از کلاس خبری نیست. توی این دوران ترجیح دادیم کلاسها رو نره تا هم اوضاع برای خودش بهتر بشه و هم برای همکلاسیهاش!

چند روز تعطیلات رو خاله و داییهای سروش اومدن خونه مامانی و چشممون به جمالشون روشن شد. اما با همه چشم کشیدن‌های سروش برای بازی با محمدصدرای عزیز که یه عالمه از اسباب‌بازی‌هاش رو هم آورده بود اون چند روز در مریضی و رختخواب و تب گذشت. البته هر از چند گاهی که تب امانش می‌داد می‌رفت سراغ اسباب‌بازی‌ها. خوشحالم که صدرای وروجکمون مبتلا نشد چون واقعاً جدا کردنشون کار سختی بود.

 

توضیحات اضافی:

۱. بالاخره سروش خان دست به نقاشی شد و واسه خودش توی تنهاییش یه نقاشی کشیده بود که البته از نقاشیش عکس گرفتم و توی وان نوتش ثبت کردم.

۲. روزهای بعد از تب بازهم ورژن پسرمون آپگرید شد و وارد level بعدی شد. طرز صحبت کردنش خیلی خیلی تغییر کرده.

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
آرزو مامان آرش

مریم جان سلام خوبی؟ الهی آمین. خدا همه پدر و مادرها را برای ما ها حفظ کنه. بلا از سروش عزیز دور باشه انشاءالله تنش سلامت و دلش شاد باشه.

شهرزاد مامان حسین

نشون میده چترتون از این چینی ها نیست ها. جنسش خوبه. خدارو شکر که پسری حالش بهتره و هزار آفرین بهش

سپیده عمه آریانا

بلا دور باشه از سروش گلم . الهی همیشه شاد و سلامت و خندون باشه . قربون این گل پسر ناز نازی بشم با ورژن جدیدش . بوووووووووووووووووووووووووووووس به روی ماهش[ماچ][بغل][قلب][گل]

ثمانه مامان مهدیار

سلام خانمی،، خدا بد نده، الهی که همیشه تنش سالم باشه و بلا بدور....این سه تا فسقلی مهدیار و دو تا از دوستاشن که اونروز مادراشون کار داشتن و به ناچار اومده بودند خونه ما.... که منم نامردی نکردم و برای اینکه سروصداشون در نیاد مسابقه کتاب خونی گذاشتم براشون[خنده]

محبوبه مامان الینا

پس سروش گلی ما هم مریض بوده![ناراحت] خدا مریضی رو از بچه هامون دور کنه آمین[قلب]

فریده

الهی این ویروسا زودتر ریشه کن بشن.. احمد ما هم درگیر تب و بیماری بوده من که طاقت دیدن مریضی بچه ها رو ندارم