چکاپ

چهارشنبه شب با سروش و بابا رفتیم دکتر تا سروش رو بعد از مدتها این دست و اون دست کردن یه چکاپ کرده باشیم. دکتر هم تمام آزمایشات لازم رو واسه سروش نوشت. روز پنج شنبه صبح با هم رفتیم خونهٔ مامانی و تا شب اونجا بودیم. سروش یه جمله درمیون می گفت من شب همینجا می مونم. این موضوع با خرید دوتا جوجه زرد و قرمز توسط مامانی بسیار تشدید شد و اصلاً شب حاضر نشد با ما برگرده خونه. کلی سرش با جوجه ها گرم بود و خونه مامانی هندونه خورد و کیف کرد . روز جمعه هم وقتی زنگ زدم در حال بازی با جوجه ها در حیاط بود. خداروشکر هوا هم عالی بود. شب رفتیم خونه مامانی و همونجا موندیم تا صبح بریم آزمایشگاه. صبح ساعت ۸و نیم رفتیم آزمایشگاه و به خیالم که زود رفتیم. اما نفر ۳۴۶ توی نوبت بودیم و حدود ۱۶۶ نفر جلوتر از ما بودن. این شد که ساعت یک ربع به یازده نوبتمون شد و سروش نازنینم واقعاً عالی بود. حتی موقع خون دادن میخندید و حسابی هم خنده اش گرفته بود. اومدیم بیرون و بردمش یه بستنی بهش دادم و برگشتیم خونه مامانی. 

/ 5 نظر / 18 بازدید
مامان نازدونه ها

خوشبحال سروش جان با مادربزرگ مهربونی که داره[قلب] هنوزم تو فکر اون آزمایشگاه رفتنتونم که 166 نفر جلوتون بودن بحرف گفتنش اسونه اما خیلیه(:

آرزو مامان آرش

مریم جان سلام خوبی؟ سال نو مبارک. امیدوارم که سالی پر از شادی، سلامتی و موفقیت در پیش داشته باشین. آفرین به سروش گل و شجاع. خدا حفظش کنه. امیدوارم که نتیجه هم عالی و بر وفق مراد باشه. [ماچ]

محبوبه مامان الینا

آفرین به پسر صبور و مهربون ما[ماچ]

مریم مامان مهتا

سلامت باشه این پسر فهمیده و دوست داشتنی خوش به حال سروش که جوجه رنگی داره

ستارگان آسمان من

عزیزم چی شده؟.....ایشالا همیشه سالم و سلامت باشی عزیزم[بغل]....باریکلا به سروش صبور و گل