نقاشی من

دیشب افطار خونه مامانی بودیم و بعد از افطار رفتیم خونه مادر جون. عمو جون و عمه فاطمه هم اومده بودن. سروش کلی با عمو قصه گفتن و حرف زدن و شنیدن. بهش خیلی خوش گذشت. عموی من عجیب حوصله بچه ها رو دارن. یه چیزی میگم یه چیزی میشنوین.

ساعت ۱۲ برگشتیم خونه و شام و سحری رو با هم خوردیم.

امروز من تابلویی رو که دو روز پیش شروع کردم رو تموم کردم. هر چند بوم و رنگ خریده بودم که به یاد ایام قدیم جهت آرامش اعصاب نقاشی بکشم ولی بطرز عجیبی هوس کردم نقاشی کودکانه واسه دیوار اتاق سروش بکشم. این تابلو بنا به دلیل اینکه من پس فردا ۳۰ نفر مهمون دارم و هیچ کاری هم تا حالا انجام ندادم بصورت سرعتی اجرا شد و اون چیزی که فکر می کردم در نیومد. اما سروش به همین هم راضیه. قربونش برم من.ماچبغل

اینم اثر نقاشی مامان:

البته سروش بیش از ده بار قید کرده که زرافه چرا شاخک نداره.حتماً اضافه می کنمنیشخند

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریده

ایول نقاشی رو[دست] بیسته[ماچ] سروش جان زیاد سخت نگیر زرافش هنوز بزرگ نشده که شاخک در بیاره لابد[نیشخند]

مامان محمد فاضل

فوق العادس [قلب]

مامان محمد فاضل

فوق العادس [قلب]

مامان سارا

عکست که برای من باز نشد! اما افرین به این مامان هنرمند که برای پسریش نقاشی میکشه امیدوارم مهمونی خوب پیش بره

محبوبه مامان الینا

آفرین به شما که با وجود 30 تا مهمون باز هم نقاشی کشیدید من هم پس فردا 22تا مهمون دارم یه هفته ست درگیرم[خجالت] تابلو خوشگله[قلب] آفرین به سروش باهوش[بغل]

محبوبه

سلام اتفاقا خیلی هم قشنگه چه شاد و زیبا بارک الله منم نقاشی رو دوست دارم، خداروشکر دخترکم هم همینطور، آرامشی داره عجیب [ماچ][ماچ] واسه سروش و مامان گلش

ملیحه

خب راست میگه بچه! شاخش کو؟ ولی خیلی نقاشی شاد و دلچسبی شده! [قلب]

زهرا(✿◠‿◠)

به به! عجب نقاشی خوشگل و هنرمندانه ای![قلب] خیلی خوشم اومده...[گل] آفرین بهت که انقد باسلیقه ای[دست]

محمدرضا

خیلی خوبه که نقاشی میکشید.... احساس میکنم به آدم آرامش میده.....