مربی

جلسه دوم ژیمناستیک بالاخره آقای مربی رو دیدیم. یه آقا مربی کاملاً با جبروت. از اول که اومد توی کلاس بچه‌ها رو یکی یکی به اسم کوچیک صدا زد تا بیان و توی صف بایستن. اونهایی که توی باغ بودن سریع رفتن وایستادن. اونهایی هم که تو باغ نبودن پس از اومدن مربی از رختکن یکی یه دونه ضربهٔ تق تقی توی کله‌شون نواخته شد خنده.

راستش اول همهٔ والدین دلواپس و متعجب شدند تعجب. راستش یکی دوتا از بچه‌ها هم بهشون برخورد و گریه افتادن. که پدر یکی از اونها طاقت نیاورد و رفت شکایت کرد و اسم پسرش رو هم خط زد. خب تا اینجای کار به مربی حق دادیم. آخه تعداد بچه‌ها زیاد شده بود و از طرفی قرار بود ورزشکار بشن.

یه کم از کلاس که گذشت مربی دید حریف بچه‌ها نمیشه رفت و ترکه رو آورد  تعجبنیشخند. یه ترکهٔ درست و حسابی ولی از جنس پلاستیک که تنها ظاهر خشنی داشت و بچه‌ها در کمال تعجب والدین حرف گوش کن شدند. به صف! بدون هیچ صدایی! هر کی هم یه خورده قانون رو به هم می‌زد با ترکه یه نوازش کوچولو می‌شد. معلوم بود درد نداره فقط ابهت داره.

ولی رفتار مربی با بچه‌های تازه وارد خیلی جالب بود. نه خیلی نازشون رو می‌کشید و نه تنهاشون می‌ذاشت. حمایت‌های نرم و تمیز می‌کرد. یکساعت و نیم کلاسِ حدوداً ۳۰ نفره رو بدون هیچ کمکی( آخه کمک هاش نیومده بودن) چرخوند و تمام مدت کلاس والدین لبخند از لبشون نرفت. انواع بازی‌ها رو انجام داد.

 مامان یکی از بچه‌ها می‌گفت راستش یه خورده جا خوردم چون باشگاه قبلی خیلی تمیز و باکلاس تر بود و مربی ها با جایزه بچه‌ها رو به رقابت می‌انداختند و باهاشون کار می‌کردند اما اینجا این مربی با این برخوردش متعجبم کرد چون دیدم با وجود این رفتار مربی پسرم داره واقعاً بهتر کار می‌کنه. 

سروش هرچند منتظر کمک مربی بود و به نظرش اون مربی خوش اخلاق می‌اومد اما با این مربی بیشتر کار کرد و تمام یک ساعت و نیم رو توی تمرینات شرکت کرد.

/ 7 نظر / 3 بازدید
مامان سام

واقعاً نمی دونم تو این دوره زمونه کتک؟ حتی ظاهرش هم جالب نیست.مامانی اگه پسرم اونجا رو دوست نداشته باشه و به خاطر ترس کارش رو انجام داده باشه چی؟فضولی می کنم ولی به نظرم اگه خوشش نیاد ممکنه بعداً از ورزش بدش بیاد. سروش گلم رو ببوسید [ماچ][ماچ][ماچ]

مامان آرمان

سلام امیدوارم با مربی جدید و مقتدر موفق باشه. میشه بپرسم کدوم باشگاه میره و آیا راضی هستید؟ ممنون

محبوبه مامان الینا

هم عجیب بود واسم هم جالب[چشمک]

ثمانه مامان مهدیار

سلام عزیز.... به امید موفقیت هر چه بیشتر سروش جان در همه مراحل زندگیش[قلب] خانومی یه پیشنهاد... تا جایی که امکان داره به کار مربی ایراد نگیرید مخصوصا جلو روی سروش جان... باید ابهت مربی براش حفظ بشه... اینکار بچه های امروزی رو عجیب لوس بار آورده... منجمله رفتار اون باباهه که تا با یکم خشونت بچه اش رو برداشته و رفته!!!

محمدرضا

چه جالب... یادم باشه گاهی از این روش استفاده کنم.... خدا رو چه دیدی شاید بهتر جواب داد...[لبخند]