شعر خوندن توی کلاس

امروز سروش با مامانی استقبال بی‌بی جونش رفت و خوشحال برگشت خونه. سوغاتی هم یه اسباب بازی گرفت که خیلی ذوق کرد. 

موضوع دیگه مربوط به کلاس سروش بود که باباجون خبرش رو آورد. چون نخودیه ما دم به ساعت کنار گوش مربی می‌گفته من شعر بلدم! من شعر بلدممژه! آقای مربیشونم آخر کلاس تمام بچه‌ها رو صف کرده و سروش رو صدا زده تا شعرش رو بخونه. آخر سر هم گفته همه تشویقش کنن. با همه علاقه‌ای که به کلاس داره اما موقع رفتن این روزها کمی بدقلق می‌شه. می‌گه مامانمم بیاد. اگه هم من برم تمام مدت توی کلاس حواسش پرت منه و باهام بای بای می‌کنه. 

 

 

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرزاد مامان حسین

کلاس رفتن بچه ها تو سن سروش جون کلی شرط و شروط داره. همه ش مامان می خوان و بدقلقی و .... من تجربه شو دارم. این شعر خوندن خیلی با مزه بود. ای جون.

محبوبه مامان الینا

ای جان شعر هم خونده پس[چشمک] خب میخواد شما شاهد موفقیت هاش باشین[چشمک][قلب]

مامان الیانا

سلام عزیزم ذوقش رو قربون مبارک باشه سوغاتش [قلب] حالا یه شعر واسه من بخون خاله [بغل]

به نام خدا توی سایت رسمی عموپورنگ قسمت آیینه برای پدرمادر هاست!چون خودشون توصیه کردند که بگیم منم گفتم http://farziaee.ir/

سمیرا

عزیزم امیدوارم خدا این پسر گل واسه شما وهمسرتون نگه داره و همیشه شاد و سر حال باشید خوشحال می شم تبادل لینک داشته باشیم

محبوبه

سلام آفرین به سروش خان، بارک الله سوغاتیتم مبارک خاله جونم.[ماچ]

مامان سام

آخه عزیز دلم قربونت برم با اون دل کوچولوت.مامانی فکر کنم اگه یه دوست صمیمی داشته باشه یا با مربیش نزدیک تر باشه مشکل حل می شه[قلب]

محمدرضا

من ضمانت میکنم که این پسر سرشار از احساسات ه.... کارت درسته سروش زندگی.