گاهی حادثه

توی این دو هفته گذشته دو تا خبر بد شنیدیم. یکی اینکه فسقلی ۵-۶ ماهه دایی مصطفی توی یه سانحه سرش شکسته و ۶ تا بخیه خورده که دلمون رو واقعاً درد آورد. این اتفاق ۳۰ فروردین افتاده بود.

و خبر دوم که دیروز شنیدم و حالم رو یهویی بهم ریخت تصادف صالح پسر ۴٫۵ ساله خاله زهرا بود که باعث شکستگی پاش و عمل و پین و ... شده بود. وقتی شنیدم تمام بدنم بی حس شد اما بعد از تماس فهمیدم دیروز اتفاق افتاده و خطر رفع شده. خداروشکر می‌کنم که اتفاق بدتری نیفتاده و ماشینی که بهش زده سرعت بیشتری نداشته. طفل معصوم درد داره.

از دیروز سروش با احتیاط بیشتری توی خیابون راه میره. البته می‌دونم بچه‌اس و خیلی در حافظه اش این حفظ احتیاط باقی نخواهد ماند. اما از وقتی شنیده صالح درد داره بهش فکر می‌کنه.

دیروز از وقتی از خونه مامان اومد با باباجونش نقاشی کشید و بعد هم من که از سایت کاغذ رنگی دستور خمیربازی رو برداشته بودم واسه‌اش خمیر بازی درست کردم که خیلی خوشش اومد و ساعتها سرگرم شد. البته من و بابا و هم به یاد ایام کودکی گاهی همراه شدیم.

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارزو مامان آرش

مریم جان سلام خوبی؟ بلا دور باشه. خیلی ناراحت شدم :(( سروش گل را ببوس.امیدوارم هر کجا که هستین تنتون سلامت و دلتون شاد باشه.

مامان ایلیا

الهی بچه تصادف کنه خیلی گناه داره باز خدا رو شکر خطر رفع شده امیدوارم هر چه زودتر خوب خوب شه

محبوبه مامان الینا

[قلب]

سپیده عمه آریانا

الهی بگردم . انشااله همیشه بلا از این دو تا گل پسر و همه بچه های دیگه دور باشه و خدا همیشه حافظ همشون باشه . فدای سروش مهربونم بشم . بوووووووووووووووووووووووووووس به روی ماهش[ماچ][بغل][قلب][گل][گل][گل]

ستارگان آسمان من

[ناراحت] انشاالاه هر چه زودتر خوب بشه ....باز خدا رو شکر به خیر گذشت...وای از امیر علی که یهو تو خیابون میدوه[وحشتناک]....دلم برای بچه ها وقتی درد دارن کباب میشه[گریه]

ستارگان آسمان من

[ناراحت] انشاالاه هر چه زودتر خوب بشه ....باز خدا رو شکر به خیر گذشت...وای از امیر علی که یهو تو خیابون میدوه[وحشتناک]....دلم برای بچه ها وقتی درد دارن کباب میشه[گریه]

محبوبه مامان الینا

[ماچ]

محبوبه مامان الینا

[ماچ]