روزهای آخر اسفند

این روزها مامانی درگیر خونه تکونیه و هر از چندگاهی سروش هم به کمک میره و کارهاشون رو چندبرابر میکنه خجالت. ولی در کل پسرم این روزها خیلی بهتر کمک میکنه مخصوصاً موقع پاک کردن شیشه ها خیلی عالی بود. ابزار رو خوب میشناسه و مته دریل رو بلده عوض کنه. بیشتر هم با دریل شارژی دایی علی کار میکنه نیشخند.میگه این خطر نداره ولی اون دریل برقیه خیلی خطرناکه! و این موضوع رو با یه لحن بامزه میگه.

دوشنبه شب با هم رفتیم یه سری وسایل بخریم و از اونجا هم رفتیم خونه مادرجون مامان باباجون.بعدش هم رفتیم فست فود. سروش پشت میز نشسته بود و منتظر بود و به من و بابا میگفت من دوستتون دارم واسه همین میارمتون بیرون دورهم بهتون خوش بگذره، کیف کنین. مژه

من و بابا هم ازین همه سخاوت تشکر کردیمخنده و امیدوار شدیم به زندگیقهقهه.

این روزها خونه تکونی خودمون هنوز پابرجاست و من همچنان درگیر کارهای عقب افتاده هستم. چند روزی به خاطر بیماری نتونستم کارهام رو انجام بدم و حالا باید بدو بدو انجامشون بدم. امسال از مسافرت خبری نیست ولی دایی جون‌ها و خاله سروش میان. سروش کلی دلش واسه محمدصدرا تنگ شده و خیلی خوشحاله که عید میتونه با صدرا بازی کنه. 

فیلم آواتار رو خیلی خیلی اصرار کرد تا ببینه و من هم بالاخره دیشب تسلیم شدم. عاشق این فیلم شده و تازه قسمت دوم رو هم سفارش داده تا اگه پسر خوبی بود و من ازش رضایت داشتم واسه اش بگیرم. فکر کنم یه سالی باید همین جور پسر خوب بمونه تا قسمت دومش برسه. شاید سال دیگه همین موقعزبان

/ 7 نظر / 10 بازدید
محبوبه

حال می کنین سروش خان بفکرتونه و می بره دورتون می ده خوش بگذرونید دور همی؟[خنده] جیگرشو، گل پسر قند عسل

ستارگان آسمان من

خسته نباشید عزیزم[قلب]...میارمتون بیرون[خنده]...ایشالا که خوش بگذرونید دور هم[بغل]

محبوبه مامان الینا

پس مامان و بابای خوبی باشین تا سروش هر چند وقت یه بار افتخار بده و ببردتون بیرون[چشمک][نیشخند][خنده] ایام به کام عزیزم[ماچ]

مامان نازدونه ها

خدا قوت از خونه تکونی وخریدها مبارکتون باشه[قلب] روزهای شادی رو در کنار مهمون های عزیزت براتون آرزو دارم[ماچ]

محبوبه

کوشین شما؟ پیش پیش بهارتون خجسته

محبوبه مامان الینا

مریم عزیزم[قلب] دوست خوبم[قلب] سال خوبی رو برات آرزو میکنم[بغل]