طوطی ها

نمی دونم گفته بودم یا نه؛ که سروش یه دونه مرغ عشق از دایی علی گرفته بود. حیوونی چند وقتی تنها بود. امروز بعد از برداشتن سروش از مهد رفتیم و براش یه جفت خریدیم. سروش بهشون میگه طوطی. طوطی زرد و طوطی سبز.خیلی خیلی هم دوستشون داره. اگه دستشو گاز بگیرن میذاره پای محبت و دوستی و میگه: مامان ببین طوطی من رو گاز دوستی گرفت! که صد البته گازهای ماده هه خیلی خیلی درد داره.

ولی امشب موقع خواب خیلی از طوطیش به دلش اومد چون آنچنان گازی گرفت که دست طفلکم خون شد. بعد خیلی معصومانه برگشت و گفت: آخه چرا این کارو کردی طوطی؟! منم دوستت ندارم. خوبه؟! منتظر بود اونم یه جواب قانع کننده داشته باشه تا سروش هم عفوش کنه.

امشب پای لپ تاپ من نشسته بود  و با موس این ور و اونور کلیک می کرد: یهو داد زد و گفت: مامان بیا! کیک تَلَوُّد !کیک تَلَوُّد!

اومدم دیدم از سایت آشپزی سر درآورده و عکس یه غذای چند طبقه رو داره نشون میده.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
مامان آرمان

سلام به پسر خوشگلمون زنده باشه الهی. خدا براتون حفظ ش کنه. خوشحال میشم بهم سر بزنی . منتظرتم

سپیده عمه آریانا

آخی الهی بگردم برای سروش گلم . جیگرتو برم با اون وبگردی ات عزیزم .[قلب][بغل][گل]

محمدرضا

آخی.... ای طوطی بد....[لبخند][لبخند] کار خوبی کردین که از تنهایی درش آوردین... امید که هیچ وقت خدا تنهاتون نزاره....