پسرشجاع

بابا میگه تو شنا جسارتش خیلی خوبه. و با این که جلسه ۳ رفته تو عمیق و یکی دوباری هم دست و پا زده (مربی‌شون از عمد خواسته نشونش بده آسون نیست) ولی از آب نترسیده (حتی!!).

بابا میگه تا مربی حواسش پرت میشه خودش انواع شناهای مختلف سروش‌ساخت رو امتحان می‌کنه.

اسم مربی‌شون علی‌آقاست که سروش خیلی هم ارادت داره.

سه‌شنبه بابا دیرتر اومد و این شد که تمام مدت با بچه‌ها بودم و مجبور شدم  سر کار نرم. اول یه تغییر تو چیدمان اتاق دادیم که سروش خیلی کمک و تَ‌تَ خیلی اذیت کرد. بعد سه تایی رفتیم و کاغذ مقوایی خریدیم تا ماکت درست کنیم البته یه مقدار چیزمیز دیگه هم خریدیم ولی چون پیاده رفته بودیم و برگشتیم دیگه اینقدر هلاک بودم که نتونم کاری کنم. 

مراسم صبحانه‌خوری

/ 0 نظر / 39 بازدید