کاغذ بازی

این روزا سرم خیلی شلوغه.سروشم از این کاغذ بازی و درآوردن شکل ها اینقدر خوشش اومده که دیگه براش اسباب بازی هاش مهم نیستن و دیگه با اونا بازی نمی کنه.فقط با حیوونای کاغذی.اینقدر سرگرمه که نگوو و نپرس.فقط تنها اشکالش اینه که چون حیوونا خیلی هاشون خیلی ریز هستن مدام در حال گم کردن و پیدا کردنه

امروز صبح میگفت مامان من با نهنگ بلوگا میئَم مهد با نهنگ خاکِشتَئی میمیئَم .گمش کَدَم.نهنگ گاتل هم بمونه خونه تا خوب بشه.نهنگ آبی و نهنگ مَمَفش هم خونه باشن تا من بَگَدَم.شما هم بَئام نهنگ خاکِشتَئی پیدا کن!باشه؟!باشه مامان باشه؟!(این روزا همیشه آخر جمله هاش همینه.باشه؟!باشه مامان باشه؟!)

خلاصه دستم درد نکنه با این فرهنگ کتابداری یاد دادنم.اینم بچه شد تربیت کردیم ما!!!!!!!!! 

البته بابا که راضی به نظر میرسه چون سروش با چیزای کوچیک هم خوشحاله و هم سرگرم چشمک ولی من نگران اینم که نکنه سراغ کتاب های دیگه بره و اگه اونوقت از قضا خدای ناکرده کتاب ها کتابای باباجون باشه می دونم استرسبالاخره این کارو خودم شروع کردم. 

/ 4 نظر / 6 بازدید
الهام مامان تيانا

سلام مريم جونم ممنون كه سر زدي بهمون خدا سروش رو واست نگه داره عزيزم چه شيرين زبونه

سجاد

سلام کدوم عکس شما شبیه محمد ابراهیم هست ما پیدا نکردیم