سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

جمعه صبح چشمامو که باز کردم دیدم سروش از رو تختش اومده پیشم.هیچی نگفت یه لبخند زد و گفتم بیا پیشم بخواب.کنارم خوابید.دستش رو که گرفتم دیدم داغه داغهنگران سریع رفتم و شربت استامینوفن رو بهش دادم کمی خنک شد و بعدش دوباره تبش شدت گرفت.دوبار جمعه تب شدید داشت کمی بهتر که شد رفتیم بیرون.حسابی دلش گرفته بود.بیرون که بودیم تا شب اصلا تبش بالا نیومد ولی همین که برگشتیم خونه دوباره شروع شد.دیشب رو تا صبح از ترس بالا رفتن تبش نمی دونم چطوری گذروندم که از وقتی بیدار شدم هنوز خوابم میاد.امروز هم بردمش دکتر که گفت آنفلوآنزاست. تب پسرکم هنوز قطع و وصل میشه.خلاصه که دکتر گفت  ۴-۵ روز در همین حال و احواله

زودتر خوب بشی نازنین من که دلم از بی حالی تو خیلی خیلی گرفته 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش , بیماری


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٦ | ۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب