سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

توی این دو هفته گذشته دو تا خبر بد شنیدیم. یکی اینکه فسقلی ۵-۶ ماهه دایی مصطفی توی یه سانحه سرش شکسته و ۶ تا بخیه خورده که دلمون رو واقعاً درد آورد. این اتفاق ۳۰ فروردین افتاده بود.

و خبر دوم که دیروز شنیدم و حالم رو یهویی بهم ریخت تصادف صالح پسر ۴٫۵ ساله خاله زهرا بود که باعث شکستگی پاش و عمل و پین و ... شده بود. وقتی شنیدم تمام بدنم بی حس شد اما بعد از تماس فهمیدم دیروز اتفاق افتاده و خطر رفع شده. خداروشکر می‌کنم که اتفاق بدتری نیفتاده و ماشینی که بهش زده سرعت بیشتری نداشته. طفل معصوم درد داره.

از دیروز سروش با احتیاط بیشتری توی خیابون راه میره. البته می‌دونم بچه‌اس و خیلی در حافظه اش این حفظ احتیاط باقی نخواهد ماند. اما از وقتی شنیده صالح درد داره بهش فکر می‌کنه.

دیروز از وقتی از خونه مامان اومد با باباجونش نقاشی کشید و بعد هم من که از سایت کاغذ رنگی دستور خمیربازی رو برداشته بودم واسه‌اش خمیر بازی درست کردم که خیلی خوشش اومد و ساعتها سرگرم شد. البته من و بابا و هم به یاد ایام کودکی گاهی همراه شدیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش , حادثه


تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٩ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب