سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

توی این چند روز که با همیم صبح ها قبل از کار با هم کاغذ برمیداریم و نقشه میکشیم. البته چندتا کاغذ رو بهم میچسبونیم تا نقشه مون بهتر دربیاد. نقشه اقیانوس و گاهی جنگل و گاهی مزرعه و  کارگاه ساختمانی با ماشین آلاتش...!

بعد از یه عالمه ذوق در حین نقاشی با ماژیک روی کاغذهای گلاسه باباجوننیشخند  سروش نازنینم تمامی آیتم ها رو با قیچی درآورده و به بازی با اونها مشغول میشه و ما هم به کارهامون میرسیم.از خود راضی

یکشنبه شب بازهم رفتیم دکتر واسه من و مسیر رو پیاده رفتیم تا پیاده روی کرده باشیم. این پیشنهاد من بود و من اولین نفر هم بودم که پس افتادم. تا ماه آینده بساط دکتر و آزمایش براه خواهد بود. بعد از ملاقات با دکتر هم رفتیم شام و بعدش هم ساعت ۹ و نیم رسیدیم خونه. من که افقی شدم اما گل پسر پر انرژی مامان تازه با شور و حرارت اسباب بازیهاش رو ریخت و بازی کرد.

خیلی دوستت دارم شیرینکم،دلبندم که شبها میای کنارم تا بهم خوش بگذره و خواب خوب ببینمبغلقلبماچ! هر چند بعد از اینکه خوابت برد باباجون تو رو میکشه تو بغل خودش و بوس بارونت میکنه.لبخند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش , گردش


تاريخ : ۱۳٩۳/۱/٢٥ | ۸:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب