سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

این روزها مامانی درگیر خونه تکونیه و هر از چندگاهی سروش هم به کمک میره و کارهاشون رو چندبرابر میکنه خجالت. ولی در کل پسرم این روزها خیلی بهتر کمک میکنه مخصوصاً موقع پاک کردن شیشه ها خیلی عالی بود. ابزار رو خوب میشناسه و مته دریل رو بلده عوض کنه. بیشتر هم با دریل شارژی دایی علی کار میکنه نیشخند.میگه این خطر نداره ولی اون دریل برقیه خیلی خطرناکه! و این موضوع رو با یه لحن بامزه میگه.

دوشنبه شب با هم رفتیم یه سری وسایل بخریم و از اونجا هم رفتیم خونه مادرجون مامان باباجون.بعدش هم رفتیم فست فود. سروش پشت میز نشسته بود و منتظر بود و به من و بابا میگفت من دوستتون دارم واسه همین میارمتون بیرون دورهم بهتون خوش بگذره، کیف کنین. مژه

من و بابا هم ازین همه سخاوت تشکر کردیمخنده و امیدوار شدیم به زندگیقهقهه.

این روزها خونه تکونی خودمون هنوز پابرجاست و من همچنان درگیر کارهای عقب افتاده هستم. چند روزی به خاطر بیماری نتونستم کارهام رو انجام بدم و حالا باید بدو بدو انجامشون بدم. امسال از مسافرت خبری نیست ولی دایی جون‌ها و خاله سروش میان. سروش کلی دلش واسه محمدصدرا تنگ شده و خیلی خوشحاله که عید میتونه با صدرا بازی کنه. 

فیلم آواتار رو خیلی خیلی اصرار کرد تا ببینه و من هم بالاخره دیشب تسلیم شدم. عاشق این فیلم شده و تازه قسمت دوم رو هم سفارش داده تا اگه پسر خوبی بود و من ازش رضایت داشتم واسه اش بگیرم. فکر کنم یه سالی باید همین جور پسر خوب بمونه تا قسمت دومش برسه. شاید سال دیگه همین موقعزبان


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش


تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب