سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

حدود یک هفته‌است که باز اومدیم خونهٔ مامانی و جا خوش کردیم. دایی جون علی هم رفت دانشگاه و خوابگاه و سرکار و خونهٔ مامانی خیلی خیلی خلوت شده. توی این یک هفته سروش کلاس‌های ژیمناستیکش رو یک روز درمیان رفته و تازه موضوع دستش اومده. هنوز برای رفتن به کلاس ذوق نشون نمی‌ده ولی بدش هم نمیاد. بنظرم اگه دوست ثابتی پیدا کنه اوضاع براش بهتر میشه. هر روز تمرینات متنوعی رو دارند و همیشه یک فن رو کار نمی‌کنند.

یکی از مزایای خیلی خوب خونهٔ مامانی اینه که سروش صبحها خیلی زود از خواب بیدار میشه. چند روز اول رو ساعت ۶ و شش و نیم صبح بیدار شد. چند روزی رو هم که شب دیرتر خوابید و صبحش خیلی دیر بیدار شد تازه ساعت ۸ بود. خلاصه اینجا صبحها زودتر شروع میشن. البته روزهایی که زود بیدار میشه تا عصر که ساعت کلاسشون هست خسته و خواب‌آلوده. 

 آیپد مامانی از دست سروش امانی نداشت. تقریباً تمام بازی‌ها رو امتیاز بالا بازی می‌کرد. این موضوع به گفتهٔ مامانی برای یه فسقلی خیلی زود بود و اصلاً خوشحالی نداشت و بایست فکری می‌کردیم. این شد که آیپد یهویی غیبش زد. شاید هم دایی با خودش بردنیشخند.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش , ژیمناستیک , مهمانی


تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱۱ | ٩:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب