سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

کلاسهای من که تمام شدند. امتحان هم به خوبی و خوشی برگزار شد و خیالم راحتِ راحت شد. حالا بخش بعدی کارهایم هنوز مانده.

سروش و من و بابا امروز خونهٔ مامانی رفتیم. خاله‌بزرگ من هم آنجا بودند و بچه‌هاشون را هم آورده بودند. رؤیا و رضا که با سروش کلی سرگرم شدند. ناهار همگی مهمان مامانی شدیم و عجب ناهار خوشمزه‌ای بود.

نزدیک هفت بود که از خانه مامانی برگشتیم. قبل از اینکه به خانه برگردیم به حرم رفتیم و نماز را آنجا بودیم. فضا خوب بود و سروش طبق عادت مألوف: بدو بدو و بازی و بالا و پایین رفتن و با خدام حرف زدن و ... .

امشب هم طبق برنامه ساعت ۹ فسقلی مامان خوابید. بعد از هزار تا سؤال و جواب.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱٥ | ٩:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب