سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

دو روزه از خونه مامانی اومدیم خونه خودمون. این روزا وقت نمی کنم حتی ایمیلم رو چک کنم چه برسه به اینکه بیام و پست جدید بذارم. نزدیک ماه رمضان شده و هزار تا کار با هم دارم که تا اون موقع باید تموم شن. این باعث شده من و سروش با هم کمتر وقت بگذرونیم. 

فکر و ذکر این روزاش شده دایناسورها و دیدن کلیپ و عکس و فیلم از دایناسورها. به هر کی میرسه می گه تو لپ تاپتون  عکس دایسورو هم دارین؟

دیروز بعد از مهد با هم رفتیم دنبال خریدای خونه و تحویل گرفتن سفارشات و ناهار و بعدشم توی خونه من مشغول کارام شدم و شب هم بردن سروش به حمام رو داشتم که بعدش از طبقه بالا اومدن دنبالش و رفت خونه فهیمه جون و ۴۵ دقیقه ای اونجا بود. شب موقع خواب شمردم ببینم چند تا سوال م ی پرسه تا بخوابه. سوال ۶۸ اُم رو که پرسید یه ۳۰ ثانیه ساکت شد. با خودم گفتم شد ۶۸ تا که یهو گفت: مامان من بهت شب بخیر نگفتم. شب بخیر نگم چی میشه؟

-خواب بد می بینم؟

-شما خواب بد می بینی؟

-کی خواب بد می بینه؟

-چرا خواب بد می بینه؟

بعدشم لا لا.........خوابخوابخوابخواب


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٧ | ٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب