سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

 توی پست قبلی یکی از خوانندگان بسیار مهربان وبلاگ ما که به سروش لطف زیادی دارن نوشته بودن خونه مادربزرگ ها چی داره که بچه ها این قدر دوستش دارند؟

من با خودم فکر کردم که من هم توی بچگی این خواسته رو داشتم و خودم رو اونجا آخر شب به خواب می زدم تا شاید مامان و بابا حیفشون بیاد من رو بیدار کنن و بذارن شب اونجا بمونم.

اما حالا سروش رو که نگاه می کنم می گم شاید چون مامان بزرگ ها ناز بچه ها رو می کشن. براشون بستنی می خرن.پارک می برندشون.براشون اسباب بازی و پشمک می خرن.باهاشون بازی هایی رو که دوست دارن بازی می کنن. خونه شون جاهای تازه ای برای کشف شدن داره. می ذارن هر نمایشی رو که دوست دارن وسط خونه بدن و براشون دست و هورا می کشن. با هم اتوبوس درست می کنن و سوار می شن. وقتی با جون جونشون بالش بازی می کنن. وقتی با جون جونشون شمشیر بازی می کنن. وقتی جون جونشون واسه اشون قصه هایی رو که خیلی دوست دارن تعریف می کنه.مثل رستم و اسبش و ببر بیان و ...! و اون هم با آب و لعاب فراوون! و اونا غرق لذت گوش میدن و بعد دلشون میخواد جون جون اون ها رو ۱۰ها بار دیگه تکرار کنه. و وقتی برای بازی التماس می کنن بهشون نه نمی گن و حتی خودشون بچه ها رو صدا می کنن بیا بازی. براشون دوچرخه می خرن.براشون اسکیت میخرن اون هم قبل از اینکه اونا بگن من این رو دوست دارم. شاید به این دلیل و به اضافه دلایل خیلی بیشتر از اینها که به عقل من نمی رسه مامان بزرگا  و بابا بزرگا خونه شون پر از خاطره خوبه.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش


تاريخ : ۱۳٩٢/۳/٢٦ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب