سروش مامان
متولد آبان ۱۳۸۸ 
پيوندهای روزانه

روز جمعه صبح با دایی جون محمد و خونواده و مامانی و بی بی جون و خاله جون همه با هم رفتیم موزه دارآباد.واقعاً به بچه ها خوش گذشت.نکته خیلی جالب واسه من این بود که فکر می کردم سروش و صدرا نسبتاً بچه های نادری هستند که اینقدر حیوون می شناسن.اما اونجا یه چیز عجیب دیدم.همه خونواده ها با بچه های همین رده سنی اومده بودن و جالب تر اینکه همه بچه ها اطلاعات فوق العاده ای راجع به حیوانات داشتند

 

روی درخت در حال خوردن شکلات

 

 

سبزه مال محمدصدرا و قهوه ایه واسه سروشه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سروش , سروش و صدرا , گردش


تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٥ | ٥:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : من | نظرات ()
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب